بسم الله الرحمن الرحیم


السلفیة به چه معنا است ؟
و به چه کسانی منسوب می شود ؟
و آیا اجازه خروج از عقیده سلف صالح در تفسیر مفاهیم الشرعی را داریم ؟



جواب : العلامة محمد ناصر الدین الألبانی رحمه الله

گوش کنید:
http://www.fatawa-alalbany.com/fataw...01_02.rm).html

دانلود کنید:
http://www.fatawa-alalbany.com/fataw...1/hn(01_02).rm

 

برای اطلاعات بیشتر به ادامه مطلب برید ...

مفهوم سلفیت و چالش‌های فراروی آن
واژه‌ی (سلف) در لغت به چیزی اطلاق می‌شود كه پیشتر بوده و گذشته است. چنانكه خدای متعال، می‏فرمایدسلف،‏ همچنین به پیشینیان و كسانی اطلاق می‌شود كه پیشتر آمده و از دنیا رفته‌اند
واژه‌ی سلف یا هم‌خانواده‌های آن، در هشت جای قرآن آمده و همگی بر همان مفهومی دلالت دارند كه پیشتر بیان شد. این واژه، بی‌آنكه بر گروه یا جماعت مشخصی از پیشینیان اطلاق شود، به مفهوم همه گذشتگانی است كه دارای تقدم زمانی هستند؛ یعنی در گذشته به دنیا آمده و رفته‌اند؛ حال چه خوب و نیكوكار بوده‌اند و چه بد و بدكار. اما وقتی از سلف صالح بحث می‌شود، منظور صحابه، تابعین و نسل نیكی هستند كه پس از آنها آمده و از آنان به‌خوبی پیروی كرده‌اند. سلفی، بدین معنا نیست كه هر آن كس كه خود را به سلف منسوب می‌كند، حتما پیرو منهج و روش آنان است؛ از این‌رو سلفیت، گروه و یا جماعت خاصی نیستند؛ چنانكه سلفیت بر خلاف پندار برخی مرحله‌ی زمانی ویژه‌ای نیست كه آمده و گذشته باشد. بلكه سلفیت، به معنای پیروی از سلف صالح در تعامل با كتاب خدا و سنت رسول‌خدا می‌باشد؛ به عبارتی پیروی از سلف صالح در فهم دین و عمل به آن و هم‌چنین دعوت به سوی آن، معنای سلفیت است و در حقیقت همان منهج و روش اهل سنت و جماعت می‌باشد و سلفیت، چیزی غیر از روش اهل سنت و جماعت نیست. از این‌رو سلفیت، منهج علمی كامل و همه‌جانبه‌ای در برابر نصوص شرعی (كتاب و سنت) است و یك موضع و چارچوب علمی خاص نمی‌باشد. رسول‌خدا نیز درباره‌شان فرموده است: (خیر أمتی، قرنی ثم الذین یلونهم ثم الذین یلونهم){1} یعنی: «بهترین افراد امتم، كسانی هستند كه در دوران من هستند (یعنی صحابه) و سپس كسانی كه پس از آنان می‌آیند (یعنی تابعین) و سپس كسانی كه بعد از آنان می‌آیند (یعنی تبع تابعین)». از این‌رو سلفیت، منهجی است كه در هر زمان و مكانی، قابل تكرار می‌باشد.
پایبندی مسلمانان به منهج سلف صالح در تعامل با نصوص شرعی از لحاظ فهم و عمل، مایه‌ی ثبات و ماندگاری دین و عدم تحریف دین در اذهانشان بوده است پایبندی مسلمانان به منهج سلف صالح، این امكان را نیز فراهم می آورد که آنان در تعامل با پدیده‌‌ها و مسایل جدید، همچنان به شیوه‌ی سلف صالح عمل نمایند؛ به عبارتی، پایبندی به منهج سلف صالح، باعث می شود تا مسلمانان با وجود بروز مسایل جدید، همچنان به شیوه سلف عمل كنند و اتحاد و یكپارچگی خود را حفظ نمایند. این، بدین معنا نیست‌كه هواداران منهج سلفی، هیچ‌گونه اختلاف نظری با هم ندارند؛ چراكه چنین چیزی غیرممكن و نامطلوب است. لذا اختلاف نظر در چنین حالتی كه همه به منهج سلف صالح پایبند باشند، ضابطه‌مند و بر اساس اصول و ضوابط مشخصی می‌باشد، نه افسارگسیخته و بر پایه‌ی هوا و هوس. بنابراین چنین اختلافی، اختلاف در فهم و برداشت می‌باشد و برخاسته از سرسختی در برابر نصوص شرعی نیست؛ هرچند رویكرد دینی افراد بر اساس منهج سلف، در فهم نصوص شرعی و عمل به آن، معصوم نیست؛ لذا شاهد آن هستیم كه در پاره‌ای از موارد در فهم نصوص و عمل به آن، اشتباهاتی رخ می‌دهد. در ادبیات و باورهای منهج سلفی، عصمت، مخصوص پیامبران است و بس؛ به همین خاطر در ادبیات این منهج، گفته‌ی ابن‌عباس را می‌بینیم كه گفته است: «سخن هر كسی را هم می‌توان قبول و هم می‌توان رد كرد؛ جز سخن رسول‌خدا كه باید بی‌چون و چرا پذیرفته شود.»{2} گفتاری به همین مفهوم از مجاهد و نیز از ائمه‌ی اربعه: (ابوحنیفه، مالك، شافعی و احمد رحمهم‌الله) و جمع زیادی از بزرگان و سرآمدان دین، روایت شده است.
طبیعت منهج سلفی، بر این اساس استوار است كه نباید در برابر فرموده‌ی صریح خدا و رسول، سرسختی
پایبندی منهج سلفی، به این دستورات صریح قرآن، باعث شده تا كسانی كه بر اساس این روش، هیچ حكمی را بر حكم خدا و رسول مقدم نداشته‌اند، در طول تاریخ با دشمنان و مخالفان زیادی مواجه شوند كه خود را عقل‌گرا یا مصلحت‌طلب می‌دانند و نگاهشان، به كتاب و سنت، همانند نگاهی است كه به سایر منابع و مراجع علمی و كاربردی دارند.


برخی از برداشتهای نادرست درباره‌ی منهج سلفی
مخالفان و دشمنان منهج سلفی، همواره كوشیده‌اند تا برخی از مفاهیم و برداشتهای نادرست از منهج سلفی را در اذهان عموم مردم رواج دهند و بر پایه‌ی این مغلطه‌كاری، تعریف و سیمای نادرستی از منهج سلفی ارائه نمایند. چنانچه برخی، سلفیت را منهجی تند، خشن و متعصبانه تعریف كرده‌اند كه مسلمانیِ دیگران را زیر سؤال می‌برد و با رویكردی تكفیری، وحدت ملی(!) و وحدت دینی را به خطر می‌اندازد و سبب تفرقه، اختلاف و درگیریهای داخلی می‌شود. مخالفان منهج سلفی، هرچند مدعی تعدد و تنوع فكری و فرهنگی هستند، اما منهج سلفی را به كوته‌نظری در تعامل با كتاب و سنت و رویكرد سلف، متهم می‌كنند و از این‌رو بر این باورند كه باید این دیدگاه را از صحنه‌ی مكاتب و دیدگاه‌های فكری و فرهنگی حذف نمود! بدون شك چنین تعریفی از منهج سلفی، اشتباه و بلكه دروغ و مغلطه‌كاری است. چراكه هواداران منهج سلفی، همان اهل سنت و جماعتند كه خواهان وحدت و اتحاد امت در سایه‌ی كتاب و سنت هستند و اصلا یكپارچگی و وحدت، در سایه‌ی پلورالیسم و كثرت‌باوری را قبول ندارند. هواداران منهج سلفی، بر اساس رهنمودهای قرآنی، به پیروی بی‌چون و چرا از داده‌های قرآن و سنت صحیح فرا می‌خوانند و فحوای دعوتشان، وحدت در پرتو كتاب و سنت است. لذا تفرقه را نكوهش می‌كنند و بر دروغ‌ها و اذیت و آزار مخالفانشان، صبر و شكیبایی می‌ورزند. امام احمد بن حنبل رحمه‌الله در رد بر جهمی‌ها و كسانی كه ادعای ایمان می‌كنند و در دل كافرند، از اهل تشبیه و آنانی می‌نالد كه آیات قرآن را به میل و خواسته‌ی خود، تأویل و توجیه می‌كنند؛ وی، می‌گوید: خدا را سپاس كه در هر زمانی عده‌ای از علما را بر آن می‌دارد تا از گمراهی به سوی هدایت فرا بخوانند و سختی‌های این راه را تحمل نمایند، با كتاب خدا، مردگان عقیدتی را زنده كنند و با نور خدا، كوردلان را بینایی بخشند؛ آری چه بسیار كسانی كه در دام ابلیس هلاك شدند؛ اما با دعوت و كوشش علمای حقانی، بیدار و زنده گشتند و چه بسیار گمراهانی كه دوباره هدایت یافتند. بله! واقعا تأثیر علما بر توده‌ی مردم چه خوب بوده است و بر عكس تأثیر توده‌ی مردم بر علما، چه بد!»{3}
خود امام احمد نیز عملاً این را نشان داد. چنانچه موضع‌گیریش در برابر معتزله، بر كسی پوشیده نیست و همه، می‌دانند كه چگونه به زندان افتاد و شكنجه شد.
مالك بن انس رحمه‌الله نیز چنین رویكردی داشت؛ هارون‌الرشید، از امام مالك خواست تا مؤطای ایشان را در قلمرو اسلامی به عنوان یك مرجع علمی در عرصه‌ی قوانین دینی، به اجرا درآورد و به مردم دستور دهد كه به آن‌چه در المؤطا آمده، عمل كنند. امام مالك رحمه الله فرمود: «این كار را نكن؛ چراكه یاران رسول‌خدا در فروع با هم اختلاف كرده و در مناطق و سرزمین‌های مختلف، پراكنده شده‌اند و از این‌رو (در هر منطقه‌ای) سنتی، جا افتاده و نهادینه شده است.»{4}
موضع هواداران منهج سلفی، در چنین مواردی كاملا روشن و شفاف است؛ پس چگونه برخی آنان را كوته‌نظر تلقی می‌كنند؟! سلف صالح، از آن جهت به نام اهل سنت و جماعت شناخته شده‌اند كه بر پایبندی به سنت و همسویی در چارچوب سنت و نیز دوری از بدعت و تفرقه، مصر بوده‌ و در این راستا جدیت و سرسختی داشته‌اند. بدین‌سان پرواضح است كه مواضع منهج سلفی، اصولی و ریشه‌دار است و مواضعی نیست كه از روی ناچاری و تحت شرایط خاص اتخاذ شده باشد. جای بسی شگفت است كه كسانی كه با جار و جنجال، بانگ تعدد فكری را سر می‌دهند، در برابر منهج سلفی موضع می‌گیرند و معتقدند كه باید این طرز فكر را از صحنه خارج و حذف كرد! شگفت‌انگیزتر، این‌كه برخی از مدعیان دموكراسی و كسانی كه نظر اكثریت را فیصله‌ی نهایی قضایا می‌پندارند، از حذف و كنار زدن منهج سلفی و چند و چون آن، سخن می‌گویند! آری، عملاً، موضعی در قبال این منهج دارند كه با دكترین(Doctrine) فكری و مورد ادعایشان به‌كلی متفاوت است؛ یعنی همان سیاست یك بام و دو هوا.
مخالفان منهج سلفی، این مسأله را بسیار عَلَم می‌كنند كه سلفی‌ها، نمی‌توانند بدون درگیری با مادی‌گرایان و برخی از فرقه های منحرف اسلامی، زندگی كنند! آری، اما آیا مگر خود این آقایان، با مخالفانشان، درگیری‌های خونینی ندارند و آیا در برابر مخالفانشان، به‌شدت واكنش نشان نمی‌دهند؟! خودشان سر تا پا درگیر چنین مسایلی هستند و باز بر هواداران منهج سلف، خرده می‌گیرند! از این‌رو مخالفان منهج سلفی، هیچ سند و مدركی برای خرده‌گیری بر هواداران منهج سلف ندارند.
كاملا روشن است كه امر به معروف و نهی از منكر، یكی از دستورات اسلامی مورد اجماع تمام مسلمانان است. امر به معروف و نهی از منكر، سه مرحله دارد: اول، با دست و سپس با زبان و آن‌گاه به دل. لذا هر اندیشمند دانایی، باید به روشنگری در این زمینه بپردازد؛ لذا آیا می‌توان از سلفی‌ها خواست كه دست از امر به معروف و نهی از منكر بكشند و دهانشان را ببندند تا دیگران، هر آن‌چه می‌خواهند درباره‌شان بگویند؟! یا می‌توان از آنان درخواست نمود كه در برابر دروغگویان، دم نزنند و به‌اصطلاح، تعدد فكری را بپذیرند؟ قطعا خرده‌گیری بر سلفی‌ها در بعد امر به معروف و نهی از منكر، خرده‌گیری بر اسلام است و به هواداران این منهج خلاصه نمی‌شود. امر به معروف و نهی از منكر، فریضه‌ای است كه مسلمانان، در تمام ادوار به آن اهمیت داده‌اند؛ این فریضه، یكی از اساسی‌ترین عواملی است كه امنیت دینی و سلامت اعتقادی جامعه را مصون می‌دارد. امروزه فراخوان ترك امر به معروف و نهی از منكر یا در حاشیه قرار دادن آن با نام پلورالیسم و تعدد فكری و فرهنگی، فراخوانی است به سوی تباهی جامعه و همین، هدف و مقصد بسیاری از مكاتبی است كه با منهج سلفی، به‌شدت مخالفند.

 

نوشته شده در تاریخ شنبه 1 فروردین 1388    | توسط: اسماعیل    | طبقه بندی: سخنرانی،     | نظرات()