دین گریزی جوانان و درمان آن

«سبعة یظلٌم الله فی ضلٌه یَوم لاضل الا ضلٌه امام عادل وشاب نشافی طاعة الله».

ما معتقدیم انسان به اعتبار ایجاد، موجودی دارای میل فطری به دین است. جریان دین گریزی،یک جریان مخالف طبیعت و فطرت اوست ودارای علل خارجی است. هر معلولی دارای علت اســـــــت.

دین گریزی جوانان نیز دارای عوامل متعددی است که برخی از انها اشاره میکنیم.

 

دین گریزی جوانان و درمان آن

«سبعة یظلٌم الله فی ضلٌه یَوم لاضل الا ضلٌه امام عادل وشاب نشافی طاعة الله».

ما معتقدیم انسان به اعتبار ایجاد، موجودی دارای میل فطری به دین است. جریان دین گریزی،یک جریان مخالف طبیعت و فطرت اوست ودارای علل خارجی است. هر معلولی دارای علت اســـــــت.

دین گریزی جوانان نیز دارای عوامل متعددی است که برخی از انها اشاره میکنیم.

1)نارسایی مفاهیم دینی و اعتقادی:اگر علل از بین رفتن ادیان گذشته و انحراف پیروان آنها را بررسی کنیم، عامل مهم، نارسایی مفاهیم دینی و اعتقادی است. به طور مثال در قرون وسطی،

کشیش ها یک سلسله مفاهیم کودکانه و نارسا درباره خدا بوجود آوردند که با حقیقت مطابقت نداشت. این مفاهیم نه تنها روشنفکران را قانع نمی کرد، بلکه متنفر میساخت وبر ضد مکتب الهــــــــی

بر می انگیخت.«فلاماریون» در کتاب «خدا در طبیعت» میگوید:<< کلیسابه این شکل خدا را معرفی میکرد که چشم راستش تا چشم چپش شش هزار فرسخ فاصله دارد!!!! بدهی است افرادی که از دانش بهره ای، اگر چه اندک داشته باشند نمی توانند به چنین موجودی معتقد شوند.

.

۲) بی عدالتی وتبعیض اجتماعی:در اکثر کشورهای اسلامی تبعیض و بی عدالتی های اجتماعی حاکم است.

این فضا، برای کسانی که آگاهی کامل از دین ندارند یا در زمینه احکام اسلامی تحقیق نمی کنند، این ذهـــــــــنیت

را ایجاد میکند که حتماً دین اسلام سبب این مشکل هاست. به طبع، این امر سبب دین گریزی وانحـــراف میشود.

3) اظهار نظر غیر متخصص:در بعضی مسایل، همه مردم به خود حق میدهند که اظهار نظر کنند. درمسایل

دینی نیز همین گونه است. حتی در مورد خدا شناسی که از پیچیده ترین مسایل دینی است. البته آن انــــــــدازه از

خداشناسی که عموم مردم باید بدانند ساده وفطری است؛ اما بحث صفات، اسماء، افعال قضاءو قدر الهی بسیــــار

پیچیده است. به تعبیر علی(رض)این امر، دریائی عمیق است و تنها نهنگ ها میتوانند در اعماق این دریا شنا کنند.

4) بیکاری و تنبلی:بیکاری وتنبلی، بیماریهای خطرناکی هستند که به جسم و فکر آسیب میرسانند و سبب فقر

و قساوت قلبی میشوند، که عامل ایجاد کفر است. همان گونه که در روایت است:«کادالفقر ان یکون کفراً»؛ «یعنی

نزدیک است که فقر به کفر منجر شود»

کار گوهر زندگی اساس بقای حیات اجتماعی است در شکوفایی مادی و معنوی جامعه نقشی اساسی دارد و ســـبب

نشاط فرد و جامعه است.یکی از دانشمندان میگوید:(پس از دیانت، مدرسه ای بهتر از مدرسه کار برای تربیــــــت

انسان ساخته نشده است).

بدین سبب پیامبر رحمت (ص) وقتی دست پینه بسته کارگری را دید، بر آن بوسه زد و فرمود:«این دستی است که آتش آن را لمس نخواهد کرد».

همچنین کار سبب احساس عزت نفس است و استعداد ها را شکوفا میکند و سبب تمرکز قوه خیال است. پـــــرواز

خیال هنگام بیکاری چه بسا سبب میشود که افکار واوهام، فاسد و شیطانی شود. علی (رض)میفرماید:«اگر نفس خود را به کاری مشغول نکنی، او تو را مشغول می کند».

5)محیط اخلاقی و اجتماعی نامساعد:محیط ناسالم، دوستان ناباب، برنامه های مستهجن استعمــــــــــاری

و عصیان های اخلاقی و عملی، روح را از مقام والای خود تنزل میدهد. در روایاتآمده است که گناه سیاه دلــــی و

سیاه دلی بی ایمانی می آورد. به عبارت دیگر سیاه کاری، سیاه دلی وآن هم، سیاه فکری وانحــــراف می آورد.

در قرآن مجید آمده است:«ثُمًٌ کَانَ عَقِبَةَ اَلٌَذِینَ اٌَسَــٌُوا اٌلسٌُوّاٌَیٌ اٌَن کَذٌَبُوا بِــٌَایَتِ اٌللهِ». سوره روم، آیه 10تاریخ گواهی زنده است که با گرایش انسان به شهوت و عیش و نوش، سجایای انسانی میمیرد.و بدان ســـــبب،

جامعه سقوط میکند. یک نمونه تاریخی برای این مطلب، داستان سقوط اسپانیای اسلامی است. تلاش کلیســــــا

برای به چنگ آوردن اسپانیا از دست مسلمانان، بی نتیجه بود تا اینکه با نقشه ای ماهرانه، تعالی روحی را از

آنان گرفت. کلیسا، آنان را به باده گساری وعیاشی عادت داد و غیرت و شرفشان را زایل کرد. به دنبــــــــال آن،

سیادت و استقلال و سپس دین و اعتقاداتشان را نابود ساخت.

۶)قطع رابطهو خشونت اولیا،مربیان و مصلحان: بدیهی است قطع رابطه و خشونت از دیدگاه اسلام مردود است. انبیا که نخستین مصلحان جامعه هستند

به نرمی و خوش خلقی توصیه شده اند. خداوند خطاب به پیامبر اکرم (ص) میفرماید:«وَلَو کُنـتَ فَظٌَـــــا

غَلِیظَ اَلقَلبِ لَا نَفَضٌُوا مِن حَولِکَ» (سوره آل عمران آیه 159). و به حضرت موسی و هارون میگویــــــــــد:«وَ قُولَا لَهُم قَولًا لٌَیٌِنًا».

7) خواندن مجله ها و کتاب های مبتذل:امروز استعمار، با شیوه های مختلف و مدرن،درتخریب

افکار و عقاید مسلمانان، وارد میدان شده است به ویژه جوانانی که از فرهنگ غنی اسلام آگاهی کامل

ندارند.

گروه هایی مشغول فعالیت هستند با انتشار کتب و مجله و پخش برنامه های گمراه کننده وارد صحنـــــــه نبرد شده اند

 

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 6 بهمن 1387    | توسط: اسماعیل    | طبقه بندی: مقالات،     | نظرات()